مقدمه مديريت برق

برنامه
هاي مديريت مصرف در كشورهاي مختلف از سالهاي 1970 به بعد بصورت جدي
پيگيري شده است. مدیریت مصرف از اواسط دهه 80 میلادی در امریکا و
سپس در انگلستان، اروپا، استرالیا و... مورد توجه قرار گرفت.
بررسي ها نشان ميدهد كه در سالهاي
اخير در اكثر اين كشورها ، كاهش مصرف انرژي و پيك قابل توجهي حاصل
شده است كه ناشي از قوانين اجباري، شرايـط طبيعي بازار، فعاليتهاي
اقتصادي و بهبود تكنولوژي تجهيزات و مصرف كننده هاي برقي ميباشد.
ساليان متمادي است كه
كشورهاي پيشرفته كه حتي برخي از آنها از حداكثر امكانات طبيعي و
صنعتي براي توليد انرژي برخوردارند، در كنار تلاش جهت استفاده از
انرژي هاي نو همچون خورشيد، باد و... استفاده درست و منطقي را در
راس اهداف خود قرار داده اند و سازندگان ساختمانهاي مسكوني و
استفاده كنندگان اين بنا ها را مخاطب قرار داده و با وضع دستور
العملها و ضوابط و قوانين بازدارنده، آنها را در جهت جلوگيري از
اتلاف انرژي راهنمائي و راهبري مي نمايند؛ در مجموع اقدامات فوق
اگر در زمان مناسب نسبت به اعمالشان اقدام گردد علاوه بر آنكه
هزينه اضافي را نيز تحميل نمي كند بلكه جهت همه گير شدن فرهنگ جنبش
جلو گيري از اتلاف انرژي در جامعه بسيار مفيد است.
1-1- مديريت انرژی
انرژی نه تنها جوهر حيات
است بلکه رشد حيات نيز يکی از صور انرژی است . ساده ترين تعبير
انرژی عبارت است از " توانايي انجام کار " که در فرهنگ فارسی از آن
به عنوان کار مايه نامبرده شده است . تعريف علمی انرژی قابليت يا
ظرفيت انجام کار ميباشد. و مديريت مجموعه ای از مهارتها و دانسته
ها برای استفاده بهينه از منابع است[3].
مديريت انرژی عامل حفظ
انرژی بوده که عبارت است از " مجموعه اقداماتی که در جهت کاربرد
مؤثر از منابع انرژی موجود ( پايان پذير ) صورت گيرد " اين اقدامات
شامل صرفه جوئی انرژی , مصرف منطقی انرژی و جايگزينی منابع انرژی
ميگردد . بطور کلی پنج روش برای استفاده از انرژی بصورت منطقی وجود
دارد:
1ـ پرهيز از مصارف بيش از حد نياز
2ـ کاهش تقاضای انرژی مفيد ويژه
3ـ بهبود بازده
4ـ بازيافت انرژی
5ـ استفاده از منابع انرژی تجديد پذير [3].
برنامه ريزی مهمترين عنصر
کليدی در مديريت انرژی است که بايد قبل از مرحله تصميم گيری صورت
بگيرد و يک برنامه مديريت انرژی کارآ با اعتقاد مديريت در اين
زمينه آغاز ميشود[4]. بيشتر افزايش تقاضا ی انرژی جهان در آينده,
از کشورهايي خواهد بود که هم اکنون در حال توسعه هستند[5].
1-2- مديريت
انرژی الکتريکی :
انرژی الکتريکی به عنوان
زير مجموعه مقوله انرژی دارای مزايايي از قبيل تنوع کاربری, قابليت
و سرعت زياد انتقال به نقاط دور, قابليت کنترل و حفظ تميزی محيط
زيست بوده و مهمترين معايب آن هزينه بری زياد و ذخيره نشدن آن در
مقياس گسترده ميباشد و اگر امروزه گفته ميشود که " آب مايه حيات
است " مسلماً ميتوان گفت که رفع نياز جامعه بشری به آب مديون وجود
برق است بنابراين بدون ترديد ميتوان گفت که امروزه " مديريت انرژی
الکتريکی " نه تنها ضروری بوده بلکه برای عرضه کننده انرژی
الکتريکی يک الزام اجتناب ناپذير محسوب ميشود که از آن تحت عنوان "
مديريت بار و مصرف برق " نامبرده ميشود .
مديريت بار و مصرف برق به
مفهوم اعمال روشهای مديريتی بر مصرف کنندگان انرژی الکتريکی به
منظور دستيابی به اهداف افزايش ضريب بار شبکه جهت تأمين برق مطمئن
برای مشترکين و صرفه جويي اقتصادی بوده و در دو سمت عرضه و تقاضای
انرژی الکتريکی امکان پذير است[4]. مطالعه تاريخچه مقوله مديريت
انرژی الکتريکی نشان می دهد که در زمان گذشته توجه مديران مؤسسات
عرضه کننده انرژی الکتريکی بيشتر در سمت عرضه متمرکز بوده و به سمت